موشمول

ساشا
نویسنده : - ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٩
 

یه صفحه جدید هم  می خوام درست کنم واسه وقتهایی که احتیاج به کمک هست، چه خودم و چه بقیه دوستان. اونجا سعی می کنم فهرست مواردی که نیاز به کمک هست و لینکهاشون رو بذارم.

فعلا ماجرای ساشا:

این پسر خوشگل که الان در حال میو میو می بیندیش و الان تو تراس، حدودا سه ماه پیش تو خیابون پیداش کردم. دستش یه باندپیچی قدیمی داشت، خیلی لاغر و بی رمق بود.

 

 

اونروز بردمش کامرانیه و وقتی پانسمان دستش رو باز کردند عفونت زد بیرون، اونقدر دستش زخم بود که به استخوانش رسیده بود. یه زخم بد روی مفصل آرنجش. اول فکر کردند دستش شکسته اما بعد که عکس گرفتند معلوم شد که نشکسته. اون روز از شنیدن این خبر خیلی خوشحال شدم اما حالا آرزو می کنم که کاش دستش شکسته بود.

برای بیماریش گقتند یه چیزی مثل لیز استخوان! و باید آنتی بیوتیک بگیره. خلاصه چون خودم گربه دارم و برای بهبودیش هم باید روزی دوبار آنتی بیوتیک می گرفت و تازه پانسمان دستش رو هم عوض می کردند، همونجا بستریش کردم. پسرکم ٢۵ روز اونجا بود تا اینکه زخم دستش کاملا خوب شد اما مشکل اینجاست که دستش از آرنج به پائین حس نداره. جراح اونجا گفت عصب دستش قطع شده و باید دستش قطع شه. چون اگه نشه دستش رو روی زمین می کشه و دوباره زخم می شه. دلم نیومد آوردمش خونه گفتم شاید کسی پید بشه تا توی خونه نگهش داره، اما هنوز که نشده. به دو تا جراح دیگه هم نشون دادم. یکیشون حرف دکتر دهقان جراح کامرانیه را تائید کرد. براش وقت جراحی گرفتم ، هم واسه دستش هم واسه اینکه عقیمش کنم. اما با ژاله جون که حرف زدم گفت به دکتر قاسمیان هم نشون بدم. دقیقا دو هفته پیش، و 2 ساعت قبل از وقت جراحیش بردم پیشه دکتر قاسمیان. اونم امید یادی نداشت ولی گفت می شه فعلا دستش رو گچ بگیریم که عادت کنه رو پنجه راه بره و بهش کورتون هم زد و قرار شد روزی 1/8 قرص هم B1 بهش بدم. قرار جراحی رو هم کنسل کردم.

ساشای کوچولو الان نزدیک به 20 روزه که تو حمومه، البته 2 ساعت صبحها و 3 ساعت هم شبها میزارمش تو تراس که هوا بخوره. تراس محصور. اما نمی شه بذارم کلا اونجا بمونه. ما طبقه اول هستیم و گربه های دیگه میان رو دیوار و کلی واسه هم خط و نشون می کشند و داد و بیداد می کنند. دکتر قاسمیان گفت بهتره راه بره اونم روی فرش و موکت. هم تو حموم و هم تو تراس موکت انداختم. اما زیاد حرکتی نمی کنه. الان بعد از دو هفته ساشا و داداشی (اون یکی پسرم) کلی کنسرت می ذارن تو خونه، به نوبت و یا با هم دیگه میو میو می کنند. داداشی خیلی از گربه های دیگه می ترسه و استرسی میشه. ساشا هم حدودا سه سالشه و نر هم هست. خلاصه امکان اینکه با هم کنار بیان هم نیست.

هنوزم امیدوارم یکی پیدا شه تو خونه نگهش داره. خیلی مهربون و نازه. واکسن سه گانه اش رو هم زدم. اگه کسی بخواد نگهش داره عقیمش هم می کنم. شاید در دراز مدت دستش بهتر شه. مسلما نمی تونم واسه مدت طولانی تو حموم نگهش دارم. خودش هم خسته شده و حسودی هم می کنه که یه گربه دیگه از پشت در تالاپ تالاپ این ور اون ور می دوه. خلاصه کلام ؛ نیازمند یاری سبزتان هستیم؛ من و ساشا. به چشاش نگاه کنید. حیف که دستش قطع شه . تازه گقتند برای اینکه رو زمین نتونه بکشه دوباره از بالای بالا باید قطع بشه. تازه اگر هم خدای نکرده دستش قطع شه با یه دست تو خیابون چی کار کنهناراحت

 

 


 
comment نظرات ()